فاضل نظری | بلاگ

فاضل نظری

تعرفه تبلیغات در سایت

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم

حال همه خوب است من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر

مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است

صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایۀ سنگین تو من کمترم آیا؟

بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق مرا بیشتر از پیش بمیران!

آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

...
نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:57