دست بر زلف زدم، شب بود، چشمش مست خواب
برقع از رویش گشودم تا درآید آفتاب
گفتمش خورشید سر زد، ماه من بیدار شو
گفت تا من برنخیزم، کی برآید آفتاب
برچسب: نویسنده: محمد کریمی تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:56