خرید بک لینک

هی خدا جو! عشق می آيد پری جويت کند

عشق می بايد که از اين رو به آن رويت کند

ورد لبهايت اگر چون شيخ ذکر يا رب است

می شود يک جفت چشم شوخ جادويت کند

ای وکيل بی گناهان قاضی القضات نيز

آمده تا خرقه ای را وقف گيسويت کند

باد شاليزار شالت را به رقص آورده است

هيچ کس جز من مبادا دست در مويت کند

خوش به حال بوته ی ياسی که در ايوان توست

می تواند هر زمان دلتنگ شد بويت کند

بندگان در بند خويش اند از کسي ياري مخواه

از خدا بايد بخواهی تا «منِ او» يت کند

برچسب: نویسنده: محمد کریمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی