خرید بک لینک

آرام کسی رد شده اما ضربانش

باید بنویسم غزلی تا هیجانش…

عطر خوش نعنای تو در حلقهای از دود

سرگیجۀ این شهر، من و نقش جهانش

آواز بیاتی و چه خوب است که یک شب

عریـان بشوی در وسط جامه درانش

از روی لب توست که در حاشیۀ قم

هی شعبه زده حاجحسین و پسرانش

این شعر فقط تاب و تب رد شدنت بود

چیزی که عیان است چه حاجت به بیانش

دنبالۀ موهای تو بر صفحۀ کاغذ

آرام کسی رد شده امـا ضربانش…

برچسب: نویسنده: محمد کریمی تاريخ: جمعه 13 مهر 1397 ساعت: 4:52

صفحه بندی