خرید بک لینک

دلم جز عشق معبودی ندارد

که هستی غیر از این سودی ندارد

محبت گر نباشد ملک هستی

نمودی دارد و بودی ندارد

ز بینایی چه دیده ست آنکه در چشم

نگاه حسرت آلودی ندارد

ز صحرای عدم تا شهر هستی

جهان جز عشق مقصودی ندارد

نشد چشمی تر از سوز دل من

دریغا کآتشم دودی ندارد

شدم در دوستی بدنام و شادم

که آن سودا جز این سودی ندارد

برچسب: نویسنده: محمد کریمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:50

صفحه بندی